در باز خوانی سنگ نوشته های دوران هخامنشیان آمده است که درآن دوران زنان پابه پای مردان کار می کردند و مزد برابر می گرفته­اند. زنان امکان آموزش برابر با مردان داشتند. چیزی که ما درزمان فرمانروایی داریوش یا برابری حقوق انسانها سروکار داشته­ایم ، حتا در قرن بیستم ، اروپا برایش مبارزه می کرد. هنوز این مبارزه در نقاطی از جهان ادامه دارد.

تئودور آدورنو (1903 – 1969) جامعه شناس می گوید: " انسان‌های بالغ می‌توانند به دمکراسی واقعیت بخشند، آن هم بوسیله‌ی تصمیم آگاهانه‌ی تک‌تک انسان‌ها. پرورش تنها زمانی مؤثر خواهد افتاد که با نگاهی منتقد به واکنش‌های خودی برخورد شود. آن هم به شکلی که تقصیر در خود جستجو شود و نه در بیرون. ایده‌ها باید از خودآگاه بلوغ‌ یافته تراوش یابند و نه ازخارج و یا دل‌سپردن به ایده‌آل‌هایی که از واکنشی جمعی برآمده است" .
ذکر این این نظریه ، اشاره به این نکته است، که امروزه که نیمی از جمعیت انسانی درجهان و ایران زن هستند، نیمی از مسئولیت توسعه اجتماعی هر جامعه­ای نیز بر عهده زنان است. نیمی از ساختارفرهنگی نهادهای خانواده و آموزش را نیز زنان تشکیل می دهند. اینک پرسش این است چرا هنوز این نیمه پنهان جایگاهی در فرصت های اجتماعی و حقوق اجتماعی خود همطراز با مردان ندارد؟
زمانی که به تاریخ می نگریم، زنان همیشه اولین قربانیان جنگ ها و آسیب های طبیعی و غیرِآن ، چه در خانواده و چه دراجتماع بوده اند. تاريخِ سركوب و استثمار زنان يكي از طولاني‌ترين و در عين حال علني‌ترين ستم‌ها در تاريخ بشريت است‌.  سرچشمه‌ي اين ستم را می توان در سيستم مردسالاري حاكم بر كل ساختار جوامع بشري‌، دنبال كرد‌. تنها باورها و سنت‌هاي فرهنگي نيستند كه در پيدايش آن نقش داشته‌اند بلكه كل ساختار اجتماعي در فرماسيون‌هاي مختلف به تداوم اين ستم كمك مي‌كند. وجود قوانين مدني در جامعه سرمايه‌داري‌، تغييراتي در اشكال سركوب زنان ايجاد كرده است. اما‌ نابرابري جنسي در نظام سرمايه‌داري كاركرد خود را در حوزه‌ي خصوصي ‌خانواده‌ و ديگر عرصه‌هاي اجتماعي به پيش مي‌برد‌.
بهتر است برای روشن شدن مطلب نگاهی به تاریخ صدساله اخیر کشورمان داشته باشیم.
مواردی که در صد سال اخیر موجب جنبش های مردمی ایران گشت ؛ جنگ‌های فرسایشی، وابستگی سیاسی به کشورهای روس و انگلیس، بی‌قانونی و فقر، پیشرفت‌های غرب و سروری آنان برجهان و استبداد حکومت شاهنشاهی بوده است. در این جنبش‌ها زنان ایرانی نیز شرکت فعال داشتند. آنان اغلب فتوای روحانیون را مد نظر داشتند و در جنبش مشروطه نیز حافظ جان روحانیون بودند. همین نقش فعال، آنان را از حریم اندرونی به جامعه کشانید. آنان که کوچکترین حقی برای تعیین سرنوشت خود نداشتند، حال در صفی جدا با دیگر زنان در جنبش‌های اجتماعی شرکت می‌جستند. این حرکت گروهی زنان ، راهگشای جنبش و بیداری آنان شد، تا زنان به خود نیز همانند فرد و شهروندی از جامعه بنگرند و برای حقوق خود مبارزه کنند.
نخستین نقش فعال اجتماعی زنان را ما در لغو قرارداد رژی 1269ش ، می‌بینیم. امتیاز رژی، قراردادی بود که بر مبنای آن دولت ایران، امتیاز دخانیات در سطح کشور را به ماژور تالبوت واگذار کرد. اما روحانیون علیه این امتیاز فتوایی مبنی بر حرام بودن استفاده از توتون و تنباکو دادند و مردم نیز با پشتیبانی از این فتوا با بستن بازار و بویژه ایستادگی زنان در برابر این امتیاز، شاه را مجبور به پس‌گرفتن این امتیاز در همان سال کردند. در این زمینه آمده است که حتا زنانِ حرم شاه نیزاستفاده از تنباکو را تحریم کرده بودند. در سال‌های قحطی نان نیز زنان به مسئولین مملکت شکایت ‌برده ، حتا در تبریز در جنگی مسلحانه علیه محتکرین گندم شرکت جستند. زنان انبار گندم را متصرف شده و بین گرسنگان تقسیم کردند.
زنان در جنبش مشروطه فعال بودند. برخی از آنان به اسلحه نیز دست ‌بردند که نمونه‌ی آن ترور سید محمد یزدی به هنگام دشنام به مشروطه بود که زنی مشروطه‌خواه او را با ششلولی هدف شلیک قرار داد. البته این زن از سوی طرفداران سید تکه‌تکه شد. در تبریز زنان مشروطه‌خواه اسلحه بدست گرفته و با لباس مردانه جنگیدند و کشته نیز دادند. البته زنان بیشتر نقش پشتیبان داشتند و پشت جبهه با رساندن غذا و پوشاک و پرستاری از مجروحان و خبررسانی کمک می‌رساندند.
در پروژه‌ی بانک ملی پس از تشکیل مجلس در اکتبر 1906م  یا 1285 ش ، زنان با اهدای پول و جواهراتِ خود به حمایت از بانک برخاستند. در جنبش تحریم محصولات وارداتی خارجی و مصرف پارچه‌ی وطنی که همزمان با جنبش تشکیل بانک ملی بود ، زنان بسیاری شرکت کردند. اما جنبش و مشارکت زنان در انقلاب مشروطه پس از تشکیل مجلس انقلابی به فراموشی سپرده شد. تعدادی از زنان خواهان حقوق خود از مجلس انقلابی جدید شدند، اما مجلس زنان را به حیطه‌ی بچه‌داری و خانه‌داری رجوع داد و سیاست را از آنِ مردان انگاشت. در دسامبر 1906 م ، مجلس در تصویب قانون اساسی، حق رأی را از زنان سلب کرد.
همانطور كه گفته شد؛ انقلاب مشروطه  1285 ش ، فرصت ایده آل برای زنان فراهم کرد تا محیط تنگ خانگی شان را ترک کنند و به خیابان ها بیایند. البته توده انبوه زنان بی سواد که صرفاً به عنوان هوادار به نهضت ملی پیوسته بودند با فروکش کردن انقلاب به اندرونی های سابق خود بازگشتند. استقرار نظام اجتماعی آن دوران هیچ گونه توجهی به وضعیت زنان جامعه نکرد و همچنان آنان را از حقوق اساسی محروم نگه داشت. تا مدتی پس از استقرار مشروطه زنان همچنان از آموزش بی بهره ماندند و زن را ضعیفه تلقی می کردند.  وکیل‌الرعایا نماینده همدان در مجلس از وکیلانی بود که از حقوق زنان دفاع ‌کرد. وی در بهار 1911م. طرح "حق رأی زنان" را به مجلس آورد که جنجالی برپا شد. طبیعتاً با جو آن زمان بحثی از برابری حقوق زنان با مردان نمی‌توانست در میان باشد، بلکه خواسته‌ها به بهانه ی تحصیل و آموزش طرح می‌شد که زنِ تحصیل‌کرده مادر و همسری کارآمدتر است تا زنی بی‌سواد.
جنبش زنان از دوران مشروطه تا کنون خود جوش بوده است. در اینجا می توان گفت؛ گسترش مدرنیسم در کنارزدن سنت‌های دیرپای، بیش از هرچیز در شرکت فعال زنان در عرصه‌های اجتماعی نمود داشته است. فعالیت روزافزون زنان پایه‌های فرهنگ سنتی را لرزاند و تحول عظیمی در قوانین سنتی و نابرابر دوجنس بوجود آورد. بسیاری از زنان از "اندرون" به "بیرون" راه یافتند و معادلات حقوقی، فرهنگی و اجتماعی جدیدی را پایه ‌گذاری نمودند. انقلاب مشروطه نقطه‌ی عطفی بود برای گشایش نخستین مدارس دخترانه، روزنامه‌های زنان، برپایی انجمن‌های گوناگون زنان و آثار نویسندگان و شعرای زنی که از حال خود و حقوق خود می‌نوشتند. مبارزه‌ای که امروز نیز ادامه دارد و ما هنوز بسیاری از خواست‌های مادربزرگان و مادران خود را کسب نکرده ایم.
 در اینجا به شرح مختصری از زنان فعال این دوران می پردازم:
**حذف شد {طاهره قره العین ، فرزند يك روحاني شيعه در قزوین بود. او اولين زني است كه در ايران قرن نوزده كشف حجاب كرد. از دانشي كم نظير برخوردار بود. شعر می سرود و افکار نو داشت. حدود نيم قرن پس از مرگ قره العين،} بانويي بنام بي بي خانم وزيراف نخستين آموزشگاه دخترانه را در ايران بنيان گذاشت كه از همان روز با مخالفت شديد روبرو شد. بانو طوبي آزموده از ديگر بانواني بود كه با سرمايه ي شخصي خود در سال 1286 ش ، مدرسه دخترانه“ ناموس“ را بنا کرد . تاج السلطنه و افتخار السلطنه، دختران ناصر الدين شاه، افسر السلطنه ، شمس الملوك جواهر كلام، خانم دكتر ايوب، افنديه خانم، ميسيز جردن ، نواب سميعي، صديقه دولت آبادي، منيره خانم وگروهي ديگر در همان سالها “انجمن آزادي زنان“ را تشكيل دادند.
فخر عظمي ارغون ، بانويي روشنفكر و هنرمند كه از موسسين جمعيت نسوان وطنخواه بود، يكي ديگر از زنان بنام و فعال براي حقوق زنان بود (بانو ارغون، مادر سيمين بهبهاني است). او در سال 1314ش، روزنامه اي بنام “نامه بانوان“ تاسيس كرد كه خود نيز درآن مطلب مي نوشت . او همچنين اشعار اجتماعي و وطني مي سرود و يك روشنگر و مدافع پيگير حقوق زنان بود.  بانو فخر آفاق پارساي معلم و يك فعال فرهنگي و اجتماعي بود و در شهر مشهد مجله ي “جهان زنان“ را منتشر مي كرد.  بی‌بی‌خانم استرآبادی، مخالف سرسخت چندهمسری بود و کتابی به عنوان "معایب‌الرجال" نوشت که نود و هشت سال پس از تاریخ نگارش آن در سال 1371 به همت و ویراستاری افسانه نجم‌آبادی به چاپ رسید.                                                    
محترم اسكندري يكي اززناني بود كه در راه اعتلاي جنبش زنان زحماتِ فراواني كشيد و البته مورد حمله و تعدي نيروهاي مرتجع و ضد زن قرار گرفت. براي مثال قشريون اقدام به انتشار يك جزوه ي ارتجاعي به نام « مكرزنان» را منتشر نمودند كه فرهنگِ ضد زن و عليه فعاليت اجتماعي زن را تبليغ مي كرد. محترم اسكندري و همرزمانش اقدام به خريداري و جمع آوري اين جزوه ها نمودند و آنها را در يك اقدام نمادين در ميدان سپه تهران آتش زدند.
صديقه دولت آبادی در سال 1298 ش  یا  1919م ، نخستين نشريه بانوان را به نام " زبان زنان " در اصفهان انتشار داد، که با مخالفت قشريون اصفهان مواجه گرديد و عاقبت به خاطرانتفادات شديد که از قرارداد معروف وثوق الدوله کرده بود، توقيف گرديد. صديقه دولت آبادی يکی از پيشگامان مبارز جنبش زنان است كه در زمينه آموزش، دادن اگاهی به زنان ، انتشار روزنامه و مبارزه درراه تساوی حقوق زنان کارهای ارزشمندی را انجام داده است و در اين راه، تهمت ها و برچسب های زيادی را تحمل کرده است.
بانو فاطمه سياح ، تحصيلكرده ي روسيه بود كه در سال 1314 ش، به ايران بازگشت. در آغاز شغل كوچكي در وزارت فرهنگ به اين بانو كه از دانش گسترده­اي در رشته­ي ادبيات تطبيقي برخوردار بود، داده شد. او در سال 1317ش، عليرغم بعضی مخالفت­ها، دانشيار دانشگاه و پس از پنج سال استاد ادبيات روسي در دانشگاه تهران شد. او اولين زن استاد دانشگاه در ايران و بنيانگذار شوراي زنان ايران بود. آلینوش طریان نخستین استاد فیزیک زن ایران بود که در تأسیس رصد خانه خورشیدی تلاش بسیار کرد. ( ایشان هنوز در قید حیات هستند و در خانه سالمندان بسر می برند) در اينجا بناچار به ذكر نام تعدادی از زنان فعال و نام انجمن ها بسنده مي كنم .
فاني (بدري تندري)، بدرالملوك صفا، دره المعاني، گيلانتاج امير ابراهيمي، ماه رخسار، هما محمودي، موچول و نصرت مستغني، ماهرخ گوهر شناس، صفيه يزدي، فروغ آذرخشي، ربابه قوامي، ماه سلطان امير صحي، برسابه هوسپيان، گوهر نراقي، پروين اعتصامي، شوكت الملوك شقاقي((خواجه نوری) از نقاشان معروف بود که زیر نظر کمال الملک هنر نقاشی را آموخته بود. )، امينه پاكروان، شمس الملوك جواهر كلام، شمس الضحاء نشاط ، فصيح الملوك مهام، عفت الملوك خواجه نوري، فخر السلطنه فروهر، مريم عميد، پروين پير مارشال غيبي، قمرالملوك وزيري، ملوك ضرابي، كوكب ناصري و بسياري ديگر كه از پيشروان حركتهاي آزاديخواهانه و برابري طلبانه ي زنان ايران بودند .
 انجمن هاي فعال در آن سالها به شرح زير است.
- « انجمن آزادي زنان،» در 1907
-«اتحاديه غيبي نسوان،» در 1907
-«انجمن نسوان ايران،» در 1910
-«انجمن نسوان وطن،» در 1910
-«شرکت خيريه خواتين ايران،»1910
-« اتحاديه نسوان،» در 1911
-« انجمن همّت خواتين،» در 1911 و
- «شوراي هيأت خواتين مرکزي،» در 1911
 
 تمامي اين زنان و همچنين عده اي از شاعران و نويسندگان مرد بوده اند که برای حقوق زنان تلاش بسیار نموده­اند. حال صرف نظرازاينكه كشف حجابِ زمان رضا شاه در 17 دي 1314 ش ، را از ديدگاه امروزيمان درست يا نادرست بدانيم، چون همین امر در آن زمان عده ای از زنان راخانه نشین کرد. بعضی از مدارس دخترانه بسته شد. اما مي بايست بدين واقعيت اذعان كنيم كه دادن حق رای به زنان در سال 1341 ش، حضور آنان در عرصه هاي گوناگون و ورودشان به بازارِِ اقتصادي و شاغل شدن آنان ، رسميت يافتن آموزشگاهها و مدارس براي زنان ، ورود زنان به دانشگاهها و برخوردار شدن آنها از آموزش عالي ، ورزش ، فعاليتهاي هنري، علمي و... عليرغم مخالفت ها گسترش يافت. بدون وجود زناني اينچنين فعال و مبارزين خستگي ناپذير حقوق زن ، پشتوانه­اي براي عملي شدن بخشهاي مهمي از خواسته هاي زنان وجود نمي داشت.
در دوران مصدق نیز زنان به ندرت وارد اجتماع شده بودند در حالي که اکنون 65 درصد بانوان در جامعه حضور دارند. با قاطعیت می توان گفت که امروزه زنان با ابزار علم و آگاهی به نبرد تاریک اندیشی و واپس گرایی آمده اند و این خود دستاورد بزرگی است که پیروزی های بعدی را نوید می دهد.
در سالهای اخیر نیز، شیرین عبادی در 2003م ، جایزه نوبل و در 2008م ، جایزه رو اداری آکادمی پروتستان نوفسینگ را دریافت کرد. اهدای جایزه اولاف پالمه به پروین اردلان در سال 2007 داده شد. ازاولین انجمن های سّری زنان و اولین هشت مارس، روز همبستگی جهانی زنان که در سال 1300 شمسی در شهر رشت جشن گرفته شد، و ازاولین قدم های پیشگامان نهضت زنان برای سواد آموزی دختران و بر ضد خرافات مذهبی و عبور از چهاردیواری خانه تا به امروز، که زنان و دختران قله های علم و دانش را فتح کرده اند ( 63 درصد دانشجویان ایران دخترند) و حضور فعالِ خود را به جامعه تحمیل می کنند بیش از صد سال گذشته است.  امروز همه اطمینان داریم که می توان دنیایی بنا کرد، که بر پایه آزادی و برابری و صلح و عدالت اجتماعی برای همه ، چه زن و چه مرد، استوار باشد. 


     پی نوشت:    
www.nbeyzaie.com   
نوشين شاهرخي :  سايت نوف            
www.noufe.com
 كسروي ، احمد. تاريخ مشروطه ايران. چاپ هشتم، تهران، امير كبير، 1349
كرماني، ناظم الاسلام. تاريخ بيداري ايرانيان. چاپ چهارم، تهران، آگاه، 1362
سانا ساريان، اليز. جنبش حقوق زنان در ايران. ترجمه نوشين احمدي خراساني. تهران، اختران،1384