تاريخ هنر


 

هنرمندان قرن بيستم عموما در تقابل با مفهومی به نام " تاريخ هنر " ارزيابی شده اند و هر چند اين کتابها اعتبار چند دهه گذشته خود را از دست داده اند اما کماکان داده هايشان به عنوان يکی از معيارهای قضاوت فرهنگی مورد توجه قرار می گيرد . تاريخ هنرها تاليفاتی هستند زیبایی شناسانه ، جامعه شناسانه ، بعضا روان کاوانه يا حتی فلسفی که بسته به موقعيت جغرافيايی ، سياسی و اجتماعی نگارندشان رويه پژوهشی متفاوتی را به کار بسته اند . با رواج رسانه های غير سنتی تجربه پرداختن به هنر و نگارش زيست نامه های هنرمند نيز تغيير بنيادين داشته است ؛ کتاب " تاريخ تاريخ هنر " اثر ورنن هايدماينر سير تکوين و تکامل اين حوزه از علوم انسانی را از عصر هلنی تا سالهای 90 قرن گذشته مورد مطالعه قرار داده است . امتياز اين کتاب پرداخت فرا جغرافيايی به سير تاريخی نگارش درباره هنر است ، در آن می توانيد با آراء قرن هفده شارل له برون فرانسوی ، هگل قرن هجده آلمان ، گامبريج قرن بيستم بريتانيا و گيرينبرگ آمريکايی آشنايی اجمالی پيدا کنيد . در بخشهای پايانی کتاب نيز نظريه های متاخرتری چون ساخت شکنی ، فمنيسم و هنر چند مليتی ارزيابی شده است . اين کتاب با ترجمه قابل اعتنای مسعود قاسميان و تيراژ 2000 نسخه و با قيمت 5500 تومان از طرف نشر فرهنگستان هنر در سال 1387 منتشر شده است .

نیم قرن پس از مدرن

بحران ترجمه و عدم اشراف مترجمان فارسی زبان به حوزه های تخصصی، نکته تازه ای نیست ؛ طی سالهای اخیر و با رونق و رواج فرهنگ تجسمی ، کتابهای متعددی دراین حوزه به بازار آمده اند، اما عمده این کتابها به سبب نا آشنایی مترجم و ناشر با نیازهای موجود، نا کارآمدند یا تکرار مکرر یا آکنده اند از اغلاط معنایی و مفهومی . در این میانه یافتن کتابی شبیه "هنر بعد از 1960" کار ساده ای نیست.این کتاب برگردانی از کتاب "Art Since 1960" انتشارات "Thames & Hudson" است و با فاصله ای هفت ساله به زبان فارسی ترجمه شده .مایکل آرچر نویسنده این کتاب به موضوعات روزآمدی چون معنای امروزی معاصریت، مفهوم پست مدرنیسم و رابطه چند وجهی آن با روزمرگی قرن بیست و یک می پردازد و در عین حال در مسیر این توصیف ، تاریخ هنری غیر خطی را روایت میکند.

این کتاب از طرف مجموعه حرفه هنرمند و با تیراژ 2000 نسخه به حوزه نشر پیشنهاد

گفتگوهای دیوید سیلوستر با فرانسیس بیکن

 کتاب در باره فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی قرن شانزدهم نیست ، فرانسیس بیکن قرن بیستم، مرد افسانه ای نقاشی بریتانیا پس از جنگ دوم است، که به سبب نگاه متفرعنانه اش حیلی دیر هنگام کشف شد و در 1992 بر اثر حمله قلبی در گذشت.
مجموعه گفتگوهای دیوید سیلوستر با این نقاش گوشهای پنهان شخصیت او را کالبد شکافی می کند. سیلوستر همچون روانکاو با صبری وصف نا پذیر و در عین حال با زهن انتقادی، بیکن را در موقعیتهای گوناگون عقلی و عاطفی آزموده است. این مجموعه گفتگوها به سبب اشراف سیلوستر به نقاشی قرن بیستم از مهمترین مصاحبه های فرهنگی آن دوران محسوب می شود. بجز فحوای جذاب متن اصلی ترجمه روان و سلیس شهامی پور در کنار چاپ دقیق از عوامل استقبال این کتاب بوده اند. بهار 1388 چاپ دوم این مجلد از طرف نشر نظر و در تیراژ 1555 نسخه در اختیار علاقه مندان قرار گرفته و جالب و عجیب اینکه کتاب بیکن از طرف مترجم به بهمن محصص تقدیم شده است.
 

خداحافظی با لاشایی

خداحافظی با فریده لاشایی

پیکر نقاش درخت ها ، فریده لاشایی ساعت ده صبح روزچهارشنبه 9 اسفند از مقابل خانه هنرمندان تهران تشییع می شود.
فریده لاشایی را بی تردید می توان حرفه ای ترین زن هنرمند طی سه دهه اخیر ایران به حساب آورد ، آرتیست بوک لاشایی هفته گذشته به اهتمام علی بختیاری در گالری جم شهر دبی رونمایی شد. مرگ نابهنگام این هنرمند با واکنش مراکز فرهنگی مختلفی مواجه شد ، موزه لاکما ی لس آنجلس برنامه نوروزی خود را با نقاشی ویدیوی از لاشایی اختصاص داد ، بنیاد جم کشور کویت نیز 5 فروردین 1392 گاه یادی برای این هنرمند برگزار می کند. گالری تایلر نیهم و لیلا هلر شهر نیویورک نیز 14 و 15 فروردین 1392 آثاری از این هنرمند را نمایش خواهند داد. 28 ماه اسفند 91 نیز کلکسیون فرجام شهر دبی قطعاتی از لاشایی متعلق به خودش را رونمایی می کند.

به نقل از خانواده ی هنرمند ، قرار ست مراسم خداحافظی از لاشایی روز چهارشنبه از مقابل خانه هنرمندان تهران برگزار شود. این مراسم با آیین گرامیداشت همراه خواهد بود که در آن علیرضا سمیع آذر ، بهمن فرمان آرا ، ابراهیم حقیقی و رعنا فرنود در ستایش فریده لاشایی و معرفی فعالیت ها و دستاوردهای او سخنرانی خواهند کرد.
پس از برپایی این مراسم، فریده لاشایی به آرامگاه ابدی اش در گورستان دربند سر بدرقه خواهد شد.

نگارنده: فرحناز فراشاه


زندگینامه (ویکی‌پدیا)

فریده لاشایی در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت متولد شده‌است. پس از تحصیلات دبیرستانی به آلمان سفر کرد و پس از گذراندن مدرسهٔ مترجمی در مونیخ، به تحصیل در رشته هنرهای تزیینی در وین پرداخت. پس از اتمام این دوره مدت دو سال در کارخانه Reidel در جنوب اطریش به طراحی کریستال پرداخت و برخی از طرح‌هایش در استودیو روزنتال روی گلدان‌های چینی پیاده شده‌است.

نقاشی‌های فریده لاشایی را می‌توان نمونه‌ای از حضور هنر گذشته در هنر معاصر به شمار آورد. حضور همان سفسطه‌های اندوهناک طبیعت که از اوخر صدهٔ هفدهم در آثار نقاشان شمال اروپا چهره نمایاند.

حضور سنت کارکرد رسانهٔ نقاشی که از روزگار سزان به این سو بر جسمانیت رنگ تاکید ورزیده‌است. حضور همان سنتی که بر خط و رنگ‌های به هم آمیخته و فرم‌های نامنتظر تاکید دارد و سرانجام، حضور سنت نقاشی خاور دور همه و همه در آثار لاشایی حس شدنی است و با این همه نگاه او به طبیعت نگاهی نو و امروزی است.

سازهٔ نقاشی‌های لاشایی زمین و درخت و گل و گیاه و در یک کلام عناصر طبیعت است. زبانش نیز کم و بیش سنتی است اما او این توان را دارد که به این زبان لهجه‌ای نو و روزآمد بدهد. نمی‌خواهد با این زبان گزارش و روایتی از جهان و طبیعت به دست دهد. نقاشی‌هایش نه تصویر ظاهری جهانی است که به چشم دیده می‌شود . نه ایماژ جهانی رویایی است. آنچه لاشایی به نمایش می‌گذارد یادگارهای نگاهی گذرا به چشم‌اندازهایی است که تنها با نیروی تصور می‌توان به آن‌ها دست یافته نا با خیال پردازی.

هدف لاشایی بر پرده آوردن ظاهر طبیعت به شیوه و روشی خاص نیستَ به نمایش بخش و برشی از طبیعت نیز نمی‌پردازد. با این همه اثرش نوعی ترجمان احساس طبیعت است. احساسی که سخت واقعی و بی‌خدشه جلوه می‌کند و شکل حضور نقاش در برابر طبیعت را به خود می‌گیرد. طبیعتی که لاشایی تصویر می‌کند اهمیتی متافیزیکی دارد و بازتاب نوعی آگاهی درونی است. گوشه‌ای از یک چشم انداز کلی است که گویی در بی‌زمانی مطلق نقاشی شده‌است. طبیعتی که در پیوند با کشمکش‌های درونی انسان مطرح می‌شود و دست کار نقاشی است که حیرت زده در برابر بی‌کرانگی و غنای طبیعت، تمام تجربه‌های هنری خود را بر پرده می‌آورد تا مکر تصویرگر لحظات پادرگریز آن باشد. منظره پردازی همیشه ادبی و روایی بوده‌است اما چشم‌اندازی که لاشایی به نیروی تصور خود به تصویر در می‌آورد بی‌زمان و بی‌روایت است و جزئیات آن، همان گونه که خاطرهٔ چشم‌انداز محو می‌شود، در فضای پرده مستحیل می‌شود و مرزهای مشخص اشیا و عناصر طبیعت از میان می‌رود. حتی هنگامی که به رشد علف و گیاه و شوق رفتن و رهیدن می‌پردازد نیز سکوتی وهمناک بر کارش سایه می‌افکند و انگار همه چیز خود را تسلیم ضرباهنگ مرگ آور زمان کرده‌است. از همین رهگذر هم هست که گیاه زنده را در هیات عنصری بی‌جان در یک اثر تجسمی نقاشی می‌کند.

لاشایی هرگز سر آن ندارد که نگاه خود را بر جزپیات و عناصر طبیعت متمرکز کند، نمی‌خواهد بیازماید و محک بزند. می‌خواهد طبیعت را به صورتی مبهم و نمادین و به شکلی شاعرانه و حسی تصویر کند. می‌خواهد به سنت نقاشان چینی و خاور دور به گونه‌ای نقاشی کند که فضای چشم‌اندازهایش احساس شود. با درهم آمیختن و درهم دواندن رنگ. تصویری سیال از طبیعت به دست می‌دهد و چشم اندازی نقاشی می‌کند که در آن ردپای چندانی از نشانه‌های آشنا و تعارف طبیعت دیده نمی‌شود اما احساس طبیعت و نشانه‌های ساختن و انهدام مداوم و نیروی درونی آن حس شدنی است.

در نقاشی‌های لاشایی احساس کولی‌وار بی‌انکه به پذیرش فرمی خاص تن دهد در فضای پرده سرگردان است و گه گاه به گونه‌ای گذرا و پادرگریز در فرم‌های گوناگون جلوه می‌کند تا حضور آن‌ها را توجیه کرده باشد. از همین رو در آثارش جاذبه‌ای وجود دارد که گاه به سبب هنر است و گاه به علت احساس و یا آنچه امانوئل کانت آن را معادل زیبایی می‌نامید

آثار فریده لاشایی:

***

گزارش روزنامه شرق درباره فریده لاشایی

----------

«لاشایی» نقش مرگ زد
پوریا سوری

سرانجام پس از سال‌ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری، مرگ آمد و «فریده لاشایی» را با خود برد. فریده لاشایی در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت متولد شد و روز یکشنبه یعنی ۶ اسفند ۱۳۹۱ پس از یک دوره طولانی بیماری در تهران درگذشت. لاشایی در طول حیات هنری خود به عنوان نقاش و نویسنده، آثار فراوانی را به یادگار گذاشت که مسلما در مجالی به دور از اندوه روز درگذشت او می‌توان دقیق‌تر به آنها پرداخت.
تکه‌ای از رمان «شال‌بامو»ی او را باهم می‌خوانیم:
«فقط یک عکس با ربابه دارم. بغلم کرده. با روسری و پیش‌بند سپید، هر دو شق‏ورق و آهارزده. توی آفتاب می‏خندد و من، نامشخص و بی‌هویت، توی بغلش جا خوش کرده‏ام. گرمای بدن ربابه هویت من بود. چرا هرگز از ربابه نپرسیدم‏که چگونه بود آن زمان‏های از دست رفته که تنها گرمای تن دایه‏یی پانزده ساله گواهی می‌داد که جهان را آب نبرده است‏ و تو در امانی و چه تشنه‏ی زمان‏های از دست رفته‏ام. چه تشنه‏ی آب‏های از سبو ریخته. آن همه خوش که سراسر خانه را پر می‌کردند، خانه‏یی را که بلشویک‏ها با اسب در آن می‏تاختند و قالی‌هایش صدای‏پای اسبان را خفه می‌کرد... آن همه، آن همه، در آفتاب بندر انزلی با خانه‌های روشن اخرایی و شن‏های نرم ابریشمی‏اش، دود شدند. انگار شال همه را برد. شاید همه خیالی بود خوش، چون صدای فهیمه خانم به هنگام ریزش باران‏روی سفال‏های سرخ رشت.»

***

طراح تندیس جایزه گلشیری
بهمن فرمان‌آرا

خانم «فریده لاشایی» از مهم‌ترین نقاشان معاصر مملکت ما و علاوه بر آن نویسنده بسیار خوبی بود. ایشان بانویی انساندوست و انسانی درجه‌یک! در این لحظه چیزی بیشتر از این خبر نمی‌توانست مرا اندوهگین کند.

همان طور که می‌دانید طراحی جایزه گلشیری هم با ایشان بوده و ما همیشه در مراسم بنیاد و سایت جایزه از ایشان نام می‌بریم و سپاسگزار هنرشان هستیم. لاشایی بانویی از همه نظر استثنایی بود و من درگذشت او را پس از دوره طولانی بیماری‌اش به دخترش مانلی تسلیت می‌گویم.

***

هنرمندی منعطف
نصرت‌الله مسلمیان

حقیقتا از شنیدن خبر درگذشت خانم «لاشایی» ناراحت شدم. چون با اینکه ایشان چند سالی از ما بزرگتر بود، اما همزمان با نسل ما وارد عرصه نقاشی شد. طی این سال‌ها چه در نمایشگاه‌های مشترک و چه در فعالیت‌های صنفی حضور بسیار موثری داشت و دوست خوبی برای من بود.

جدا از مساله هنری به لحاظ عاطفی ایشان دوست و همراه بسیار خوبی بود و از درگذشت‌شان بسیار متاسف هستم. یکی از ویژگی‌های مهم کارهای خانم لاشایی استمرار در کار هنری بود که همیشه سرلوحه زندگی‌شان بود. هیچ‌وقت اجازه نداد بیماری و مشکلات زندگی وقفه‌ای در کارش به وجود بیاورد. از این بابت هم باید الگوی هنرمندان آینده باشد.حضور ایشان به عنوان یک نقاش چه در داخل و چه در خارج از ایران به عنوان یک نقاش فعال، همیشه به چشم می‌خورد. او از هنرمندانی بود که همیشه با نگاهی انعطاف‌پذیر به نقاشی نگاه می‌کرد. به عنوان همکار همیشه شاهد بودیم که چگونه آمادگی پذیرش نظرات و تحولات هنری را دارد و نسبت به جوانان هنرمند چگونه با انعطاف برخورد می‌کند و از نظراتشان حمایت می‌کند.

به نظر من فقدان فریده لاشایی فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر برای هنر نقاشی است. ایشان به عنوان یک زن هنرمند نیز در فضایی که زنان کمتر میدان می‌یافتند توانست به صورت نمادین تاثیر مهمی بگذارد و نگاه‌ها را به این مقوله تغییر دهد و با ارایه توانمندی‌هایشان نقش خوبی را بازی کند.جایش خالی است و این ضایعه را به هنر ایران تسلیت می‌گویم.

***

با دنیا نَفَس می‌کشید
پرویز کلانتری

فوت هنرمندی چون «فریده لاشایی» واقعا اتفاقی ناگوار در عرصه هنر ایران‌زمین است چرا که او یکی از جدی‌ترین نقاشان امروز این مرزوبوم بود. این هنرمند گرانقدر مدت‌های زیادی با سرطان کلنجار می‌رفت، منتها کوشش او در هنر آنچنان بود که همگان گمان می‌کردند بیماری را پس زده است.

نباید گمان کنیم که هم‌اکنون «لاشایی» با مرگ از میان ما رفته است، چون او همچنان با آثارش در میان ما حضور دارد و هست. نباید گمان کنیم که نمایشگاه‌های نقاشی از این به بعد نقاشی‌های او را بر دیوارهایشان نخواهند آویخت؛ او کماکان همچون قبل خواهد درخشید.

«لاشایی» از ۴۰ سال قبل خیلی محتاطانه و رئالیستی نقاشی می‌کشید اما از آنجا که با دنیا نفس می‌کشید و جهان را سیر می‌کرد، به سرعت خود را ارتقا داد؛ سلیقه جهان امروز را شناخت و توانست آثارش را وسعت بخشد و جایی جدی برای خودش در نقاشی معاصر ما باز کند. هم‌اکنون فقدان این هنرمند ارجمند را صمیمانه به همه دوستان و همکارانش تسلیت می‌گویم.

***

دلمان برایش تنگ خواهد شد
بهرام دبیری

از شنیدن خبر درگذشت «فریده لاشایی» بسیار متاثر شدم. سال‌هاست او را می‌شناختم، زن فرهیخته و دوست خوبی بود. به عنوان یک روشنفکر مسایل اجتماعی برایش بسیار مهم بود و همیشه ردپای این نگاه در زندگی‌اش هویدا بود.

درباره آثار تجسمی لاشایی، می‌دانیم که او سال‌ها پیش در آلمان طراحی روی چینی را آموخته بود و برای یک شرکت آلمانی کار می‌کرد، بعد از انقلاب که به ایران برگشت همان روش و کارها را که بر ظروف چینی اجرا می‌کرد روی بوم پیاده کرد و طی سالیان دراز به نقاشی ادامه داد و در این عرصه هنرمند فعالی بود.

هرچند کارهای او هیچ وقت پاسخگوی سلیقه من نبوده اما این مساله مانع از این نیست که از او به عنوان زنی روشنفکر و صاحب سلیقه و با تعهد اجتماعی، یاد نکنیم. لاشایی در طول سال‌هایی که درگیر بیماری بود از پا نیفتاد و خود را نباخت و همیشه کار کرد و حضور داشت و مساله مهم همین است. امروز هم فرمان بی‌چونِ مرگ رسیده و فریده را با خود برده است. همه ما متاسفیم و دلمان برایش تنگ خواهد شد.

***

طراحی جایزه گلشیری
فرزانه طاهری

با توجه به دوره طولانی بیماری فریده، فقدان او قابل پیش‌بینی بود اما فقدانی که از پس رنجی طولانی رسید. او از بیماری سرطان رنج می‌برد، در مراحل متعدد سرطان او عود می‌کرد و در طول این سال‌ها او را هیچ‌گاه رها نکرد.

خاطره‌ای که از او همیشه در ذهن دارم باز می‌گردد به حدود سال ۷۰ که نمایشگاهی از آثارش در گالری گلستان برپا شده بود. ما از او خواستیم تا یکی از تندیس‌های ارایه شده در نمایشگاهش را به عنوان تندیس جایزه گلشیری به ما بدهد و او هم چهار اثر را به ما هدیه کرد که یکی از این تندیس‌ها به زنده‌یاد «احمد محمود» تقدیم شد. پس از آن دوره فریده یکی از تندیس‌ها را انتخاب کرد و آن تندیس الگوی تندیس اهدایی جایزه گلشیری در ۱۲ دوره گذشته بوده است.

درخصوص جایگاه او در نقاشی آبستره ایران مسلما متخصصان این امر بهتر می‌توانند اظهارنظر کنند، هرچند لاشایی چه در مقام نقاش و چه معلم عملکرد روشنی در طول سال‌ها داشته است. اتفاقا پسر من هم در دوره‌ای پیش ایشان آموزش دیده و از نقاش‌های جوان و مطرحی که شاگرد او بوده‌اند، می‌توانم به «رکنی حائری» اشاره کنم.

نکته دیگری که درباره لاشایی نباید فراموش کرد آن است که همواره نوعی تعهد اجتماعی عمیق داشت. در مورد آثار داستانی لاشایی و خصوصا رمان «شال بامو» که کاندیدای جایزه گلشیری هم بود باید اذعان داشت او به خوبی توانسته بود رنگ و بوی محلی اثر را که به نوعی در امتداد محل زندگی‌اش هم بود منتقل کند و اثری خوب به یادگار بگذارد.

به هر رو امروز فریده لاشایی نقاش و برجسته، نویسنده‌افتاده و هنرمند روشنفکر از میان ما رفته است و من این فقدان را به جامعه هنری ایران و دختر عزیزش مانلی تسلیت می‌گویم و برایش صبر آرزو می‌کنم.

 

نخستین جشنواره  طراحی پوستر ممقان

جشنواره هنر محیطی(احمد نادعلیان

مقدمه ای بر جشنواره هنرهای محیطی تهران / ا.نادعلیان

هنرمندان همیشه سعی دارند قلمرو های جدیدی را تجربه نمایند، افق های جدیدی را نشان دهند و روش های بیانی جدیدی را ارائه دهند. این اقتضای هنر است.

از سویی دیگر پیشرفت فن آوری و تحول جوامع و انتظار مخاطب رویکردهای جدیدی را اقتضا می نماید. هنرمند امروز نیازمند رسانه روش ها و ایجاد محیطی است که نیاز مخاطب امروزی را فراهم نماید. در یک گستره جهانی این ضرورت و پاسخ به آن به وضوح دیده می شود.

در ایران نیز این ضرورت احساس شده است و در چند سال گذشته آثار متعددی به صورت چیدمان های محیطی در تهران و دیگر شهرهای ایران اجرا شده اند. معمولا این آثار برای همیشه نمی مانند و حامیان آن بنا بر ضرورت سعی می کنند که هنرمندانی را حمایت نمایند که بستر های غیر متعارفی را برای کارشان انتخاب می نمایند.

با اینوجود قلمرو بسیار گسترده ای در حوزه هنر محیطی وجود دارد که برای جامعه ما نوع آن ناشناخته است.

ضرورت هنرهای محیطی فقط به خلاقیت هنری و وجه نیاز جوامع خلاصه نمی شود. امروزه بحران محیط زیست هم در هر دهکده ای دیده می شود و نیز مشکلی است که دهکده جهانی با آن روبرو است. از اینرو در دنیایی که ما زندگی می کنیم توجه به محیط با رویکردی زیست محیطی، زیباشناسی و یا منظر شهری روز به روز بیشتر می شود.

شتاب چشمگیر هنر محیطی و پیشرفت¬ آن در عصر حاضر و توسعـۀ آن بوسیله رسانه¬ها و فضاهای ارتباطی زمينه¬های افزایش کمی و کیفی ارائۀ آثار و فعالیت¬های هنری را فراهم کرده است. همچنین گسترش و تنوع هنرهای محیطی در دهه¬های گذشته و استفاده از قابلیت¬ها و امکانات ارائه و بیان هنری در این فضاها برای اهداف مختلف ارتباطی و اطلاع¬رسانی، علمی، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، تجاری و تبلیغی، خدماتی و تفریحی و ...، توجه به این حوزۀ میان¬رشته¬ای را برای حیات اجتماعی هر جامعه ضروری می¬سازد.

امروزه محیط به¬تدریج تبدیل به بستری شده است که بسیاری از آثار هنری در آن تولید و در حوز¬ۀ بسیار وسیعی ارائه می‌شوند. اگرچه هنر در محیط و هنرهای زیر شاخه وابسته به آن مسائل و چالش¬های خاص خود را دارا هستند. اما در حال حاضر ضرورت و کارآیی آنها غیر قابل انکار است.

هنر محیطی دریچه¬ای است که بواسطه آن می توان هنر ، فرهنگ و شرایط محیط زیست را دید. این هنر بواسطه رسانه ها می تواند در بستری به¬وسعت جهان ارائه شود. فارغ از اینکه مخاطبان در چه جغرافياي زمانی و مكانی باشند. این هنر همچنین واسطه اي است براي تعامل بين انسان و محیطی که او در آن زندگی می کند.

به نظر می¬رسد در آیندۀ نزدیک با رشد فزاینده آلودگی محیط زیست و آلودگی تصویری در شهرها توجه جدی برای به کارگیری هنر به¬ویژۀ هنر محیطی ضروری می باشد. براین اساس برگزاری نمایشگاه ها و همایش ها و در کنار آن آموزش تخصصی و تربیت متخصصین آشنا با مسائل هنرهای جدید و مسائل محیط زیست و منظر شهری، متناسب با فرهنگ بومی و شرایط اجتماعی کشور ضروری است. در این راستا به منظور تحقق اهداف فرهنگی، آموزشی و کاربردی برگزاره جشنواره هنر محیطی ضروری می باشد.

هنر محیطی امروزه برای خود زیرشاخه‌های زیادی دارد و در پیوند با نقاشی و مجسمه‌سازی به بیان متفاوت خود رسیده است.

بسیاری از آثار با رویکرد منطبق با محیط می توانند برای مدت زمان طولانی در محیط شهری یا پارک ها باقی بمانند.

آثار بسیاری در محیط های پر رفت و آمد شهری (مانند پارک ها و محیط های شهری ) نیز به اجرا در می آیند. این آثار از سوئی به زیبا سازی فضای شهری کمک می کنند و از سوی دیگر ممکن است پرسش زیست محیطی و راه حل هائی را ارائه دهند. اینگونه آثار الزاما مانا نیستند. در شهرهای بزرگ دنیا حضور همیشگی یک مجسمه و یا یادمان ممکن است نکراری باشد و دیگر دیده نشود. ار اینرو هنر محیطی بینندگان را که اغلب مردم هستند غافلگیر می نماید.

هنر بازیافت به مثابه یکی از گرایش‌های هنر محیطی میتواند به هنری ارجاع داده شود که در آن از زباله و پسماندهای شهری استفاده می شود. در این هنر، آثار هنری از مواد بی‌ارزش ساخته میشود.

در مواردی مرز بین هنر محیطی و منظر شهری کمرنگ می شود. کاشت درخت به روش خاص که دارای رویکردی زیبائی شناسانه است و یا ایجاد سازه های انتزاعی اغلب در محیطی های شهری دیده می شود.

چیدمان ها در محیط طبیعی، شهری و نگارخانه ها ارائه شده اند. آثاری که در محیط های طبیعی به اجرا در می آیند اغلب بوسیله عکس و مسنتداتشان باقی می ماند و در گستره وسیعی به نمایش در می آیند. به نمایش گذاشتن مستندات آثاری که در طبیعت اجرا شده اند می تواند در جامعه نشاط ایجاد نماید و مخاطب خود را در آن محیط احساس نماید.

از سوی دیگر هنر محیطی در محیط های دور افتاده اغلب بواسطه رسانه های متنوعی همچون عكاسی و تصویربرداری ثبت و ارائه می‌شود. گاهی مستندات تصویری تدوین و به صورت چند رسانه ای و یا هنر ویدئو به نمایش در خواهد آمد. نباید از نظر دور داشت که امروزه فضای مجازی و رسانه ای بخشی از محیط هستند که ما در آن زندگی می کنیم و مستندات هنری میرا ممکن است به اندازه یک مجسمه در خاطره جمعی باقی بماند.

نمایشگاه گروهی نقاشی در قیطریه

نمایشگاه نقاشی نمایشگاه گروهی نقاشی "بوم آبی" در فرهنگسرای ملل برگزار می‌شود. این نمایشگاه نخستین رویداد هنری بوم آبی در گالری‌های تهران است که آثاری از هنرمندان همراه سایت بوم آبی را به نمایش می‌گذارد. مریم مرادی، مارال جعفریان، بنفشه بندعلی، بهمن طالبی‌نژاد، کوثر اطمینان، شبنم طلوع، امیر موحدان، نرگس صالح آثار خود را در سبک‌های مختلف هنری، در این نمایشگاه ارائه می‌دهند. نمایشگاه نقاشی "بوم آبی" هفتم تا سیزدهم اسفندماه در سالن شماره یک نگارخانه فرهنگسرای ملل واقع در پارک قیطریه تهران برگزار می‌شود...